معنی لاخشه
5 بازدید
[ خِ شَ / شِ ] (اِ) لاخشته. این کلمه به قول جوهری فارسی است و عربی آن اطریه است. تتماج. (دستوراللغة). توتماج (زمخشری). معرب لاکشه. (مجمل). لخشک. لاکشته. قسمی رشته. جون عمه. عویثه. نوعی رشته. رشته که لوزی برند. آشی که از آن پزند. لاکچه. لطیفه. صاحب برهان گوید: نوعی آش آرد باشد گویند آش تتماج است. لاخوسته و لاخوشه نیز بگفتهٔ صاحب لسان العجم به معنی لاخشه باشد.
کلمات همقافیه با «لاخشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر