معنی لاحول

معنی لاحول

8 بازدید
[ حَ ] (ع جملهٔ اسمیه) (از: «لا» + «حول») مختصر «لاحول و لاقوة الا باللََّه العلی العظیم» است و آن را برای راندن دیو و شیطان، بر زبان آرند: از گفتن لاحول گریزد شیطان.معزی. ز دست طبع و زبانت چنان گریزد بخل که دیو از آهن و لاحول و لفظ استغفار. ازرقی. چون ز لاحول تو نترسد دیو نیست مسموع لابه نزد خدیو.سنائی. تو دانی که چون دیو رفت از قفس نیاید به لاحول کس باز پس. سعدی (بوستان). || گاه در مقام اعتراض به کار برند: هین مگو لاحول عمران زاده ام من ز لاحول آن طرف افتاده ام.مولوی. از لاحول آن طرف افتادن مأخوذ از همین بیت مثنوی است، آن طرف افتادن کنایه از بی بند و بار نسبت به اخلاق و آداب و رسوم بودن. عجیب تر آنکه زاغ نیز از مجاورت طوطی بجان آمده لاحول گویان از گردش گیتی همی نالید و دستهای تغابن بر یکدیگر همی مالید. (گلستان). انصاف برنجیدم و لاحول کنان گفتم که دیگر باره ابلیس را معلم ملکوت چرا کرده اند. (گلستان). ز لاحولم آن دیوهیکل بجست پری پیکر اندرمن آویخت دست.سعدی. تا به صبح از شراب فکرت مست دست لاحول میزدی بر دست.سعدی. مگوی انده خویش با دشمنان که لاحول گویند شادی کنان.سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «لاحول»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ول» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید