معنی لاتو
5 بازدید
(اِ) نردبان. (برهان). سُلَّم. نردبان از رسن که آویزند: دست و زبان بدو نرسد کس را آری به ماه بر نرسد لاتو.فرخی. سپه صف زد از گرد دز چارسو دل مهر و مه رزم کرد آرزو ز پیکان کین آتش انگیختند به هر جای لاتو درآویختند.اسدی. - امثال: لاتو به ماه نرسد. || زینه. پایه. (برهان). || گردنا، و آن چوبی باشد مخروطی و میخی کوچک بر سر آن نصب کرده که اطفال ریسمانی بر آن پیچند و نوعی برزمین اندازند که مدتی چرخ زند. (برهان). فِرفِره. || تله که آلت گرفتن حیوانات است. (برهان).
کلمات همقافیه با «لاتو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر