معنی لابیرنت
6 بازدید
[ رَ ] (فرانسوی، اِ) از یونانی لابورینتس . بنائی مشتمل بر قطعات متعددّه که پیدا کردن مدخل و مخرج آنها بسیار صعب باشد.[ رَ ] (اِخ) لپ رهونیت ، کاخی بزرگ چهار گوش (۲۰۰ گز * ۱۵۰ گز) به مصر. در محل کنونی دهکدهٔ هَوارَه به مشرق دریاچهٔ مُریس. داخل آن شامل عده ای بسیار از اطاقهای کوچک و تاریک به شکل مربع بود که بتوسط دالانهای درهم به هم ارتباط داشتند و بیگانگان بهیچوجه نمیتوانستند در آنها راه خویش را بیابند. آنجا مقبره پیرامید آمنمهات [ مِ نِ ] سوم از سلسلهٔ دوازدهم بود. || نیز در اقریطش (کرت) لابیرنتی بود که ددال آن را برای مینوتر ساخت. || نیز در ایتالیا در شهر کلوتریوم لابیرنت دیگری وجود داشته است.
کلمات همقافیه با «لابیرنت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نت» برای سرودن شعر