معنی لابه کردن
4 بازدید
[ بَ / بِ ک دَ ] (مص مرکب) لابه ساختن. زاری و خواهش کردن : کرد عیسی لابه ایشان را که این دائم است او گم نگردد از زمین.مولوی. پیش کمان ابرویش لابه همی کنم ولی گوشه کشیده است از آن گوش به من نمیکند. حافظ.
کلمات همقافیه با «لابه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر