معنی لابل

معنی لابل

6 بازدید
[ بَ ] (ع ق مرکب) (از: لا +بل) گاه قبل بل، لا زیاده کنند و این «لا» بعد ایجاب برای تأکید اضراب است : وجهک البدر لابلِ الشمس لولم یقض للشمس کسفة و اُفول. ای میوهٔ دل من لابل دل ای آرزوی جانم لابل جان.فرخی. ای اختیار کردهٔ سلطان روزگار لابل که اختیار خداوند ذوالمنن. فرخی. یک هفته زمان باید لابل که دو سه هفته تا دور توان کردن زو سختی و دشواری. منوچهری. با چنین پیران لابل که جوانان چنین زود باشد که شود عقد خراسان تنظیم. ابوحنیفهٔ اسکافی (از تاریخ بیهقی). لابل امام فاطمی نجل نبی و اهل عبا.ناصرخسرو. و هر هفت (یعنی یَتّوعاتِ سبعه) بد است و خوردن آن خطر است لابل زهر است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و شاخهاء بسیار زده و به شبکه اندر آمده است لابل که شبکه از شاخ او تمام شده است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و استفراغ اندر این وقت بی منفعت باشد لابل که با مضرت بود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و بعد نفی برای تأکید ماقبل : و ما هجرتک لابل زادنی شغفا هجرٌ و بعد تراخِ لاالی اَجل. مرا بسود و فرو ریخت هر چه دندان بود نبود دندان لابل چراغ تابان بود.رودکی. نیست مردم ناصبی نزدیک من لابل خر است طبع او خروار هست و صورتش خروار نیست. ناصرخسرو.

کلمات هم‌قافیه با «لابل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید