معنی لئوستن

معنی لئوستن

7 بازدید
[ لِ ءُ تِ ] (اِخ) نام سرداری آتنی معاصر با اسکندر کبیر. پس از درگذشتن اسکندر آتنی ها به تشویق دموستن خطیب شهیر به خیال استقلال افتادند و لئوستن را مأمور کردند که هشت هزار نفر سپاهیان اجیری که در دماغهٔ تِناردر پلوپونس اقامت داشتند و آنها را ولاة اسکندر به حال خود گذارده بودند به خدمت اجیر کند. لئوستن چنین کرد و رئیس سپاهیانی شد مجرّب و ورزیده که در آسیا جنگهای بسیار کرده بودند. این کار زمانی شد که هنوز در یونان از مرگ اسکندر مطلع نبودند ولی پس از آنکه خبر مرگ اسکندر به تواتر و تحقیق پیوست لئوستن به اِتولی رفت و مردم را با خود همراه کرد و هفت هزار نفر سپاهی از آنها گرفت بعد لوکریان و فوسیدیان را به خود خواند که همداستانی کنند تا از قید مقدونیها برهند. در خود آتن مردم نسبت به جنگ عقاید موافق و مخالف داشتند، سرانجام آتنیها کمکی که عبارت از پنجهزار پیاده نظام ملی و پانصد سوار و دو هزار سپاهی اجیر بود برای لئوستن فرستادند و او حرکت کرد و داخل بئوسی شد و با آنان که طرفدار مقدونیها بودند جنگید و درهم شکستشان و سپس با سرعت خود را به تنگ ترموپیل رسانید و آن را اشغال کرد و منتظر مقدونیها شد... در جدالی که بین طرفین روی داد یونانیها فتح کردند توضیح اینکه آن تی پاتر که اسکندر او را در مقدونیه برای کارهای اروپا گذارده بود شکست خورد و چون راه فرار به مقدونیه نداشت به شهر لامیا پناه برد لئوستن خود را به لامیا رسانید و آن را محاصره کرد، یورشهای آتنی ها و دفاع مقدونیها بطول انجامید و بالاخره سردار آتنی چون دید شهر محکم است درصدد برآمد که با قحطی و گرسنگی مقدونیها را بتسلیم شدن مجبور دارد با این مقصود خندق عریضی دور شهر کند و ارتباط محصورین را با خارج برید. بر اثر این کار مقدونیها در وضع بسیار سختی افتادند و نزدیک بود شهر تسلیم گردد ولی در این وقت اتفاقی افتاد که مقدونیها از یأس بیرون آمدند. در جنگی که آن تی پاتر با محاصرین میکرد سنگی بسرش آمد و بیهوش افتاد. او را به اردو بردند امّا پس از سه روز درگذشت. آتنیها افتخارات بسیار برای او قائل شدند. بعد «آن تی فیل» نامی را که در فنّ سوق الجیشی بسیار ماهر بود سردار قشون کردند. موافق روایت ژوستن در موقع محاصره تیری از درون شهر به لئوستن اصابت کرد و از آن کشته شد، ۳۲۳ ق. م. (ایران باستان ج ۳ ص ۱۹۷۶ و ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ و ۱۹۸۱) (قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «لئوستن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید