معنی لئم
5 بازدید
[ لِ ءْمْ ] (ع اِمص) سازواری. (منتهی الارب). صلح. (منتخب اللغات). اتفاق میان دو کس. (منتهی الارب). (منتخب اللغات). آشتی. (منتهی الارب). || (اِ) انگبین. (منتهی الارب). از اسماء عسل. (المزهر سیوطی ص ۳۴۲).
کلمات همقافیه با «لئم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئم» برای سرودن شعر