معنی لؤوح
5 بازدید
[ لُ ئو ] (ع مص) لوح. لواح. لوحان. تشنه شدن. (منتهی الارب). رجوع به لَوح شود.
کلمات همقافیه با «لؤوح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر