معنی لؤلؤ شدن
7 بازدید
[ لُ ءْ لُ ءْ شُ دَ ] (مص مرکب) به صورت لؤلؤ درآمدن : چون صدف امید میدارم که لؤلوئی شود قطره ای کز ابر لطفم در دهان افکنده ای. سعدی.
کلمات همقافیه با «لؤلؤ شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر