معنی لؤلؤ تر
7 بازدید
[ لُ ءْ لُ ءِ تَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) مروارید رخشان و آبدار و مجازاً اشک و دندان : بشویدش عارض به لؤلؤ تر بپالایدش رخ به مشکین عذار.ناصرخسرو. به گیسو در نهاده لؤلؤ زر زده بر لؤلؤ زر لؤلؤ تر.نظامی. اگر ده در صدف شد لؤلؤ تر بسنگ خویشتن در داد گوهر.نظامی.
کلمات همقافیه با «لؤلؤ تر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر