معنی لؤلؤافشان
4 بازدید
[ لُ ءْ لُ ءْ اَ ] (نف مرکب) فشانندهٔ لؤلؤ: لؤلؤافشان توئی به مدحت شاه عقد پروین بهای لؤلؤ توست.خاقانی. || مجازاً گریان : لؤلؤافشان کند دو جزع مرا عشق آن لعل لؤلؤآکنده.سوزنی.
کلمات همقافیه با «لؤلؤافشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر