معنی لؤلؤئی

معنی لؤلؤئی

4 بازدید
[ لُ ءْ لُ ] (اِخ) ظاهراً شاعری است باستانی. شمس قیس رازی این دو بیت از وی نقل کند در صنعت سیاقةالاعداد و گوید: هم سیاقةالاعداد است و هم تبیین و هم تفسیر: سه چیز تو از سه چیز دایم به عذاب روی از خط و خط ز زلف و زلفت از تاب سه چیز من از سه چیز پیوسته عذاب جان از دل و دل ز دیده و دیده ز آب. (المعجم چ تهران ص ۲۸۶). دو بیت دیگر او در لغت نامهٔ اسدی به شاهد لغات آمده است، یکی به شاهد لغت صندل: فکند از بر نار صندل نگار که تا بر تنش کم کند زخم خار. دیگری به شاهد لغت پیازکی: لعل پیازکی رخ تو بود و زرد گشت اشکم ز درد اوست چو لعل پیازکی.
[ لُ ءْ لُ ] (ص نسبی) منسوب به لؤلؤ: پیراهن لؤلؤئی برنگ کامه وآن کفش دریده و به سر بر لامه. مرواریدی. || لؤلؤفروش. (سمعانی). || مرواریدک و آن قسمی آبله است. || شیوه ای از خط: و این آلت (یعنی قلم) که یاد کرده آمد سه گونه نهاده اند: یکی محرف تمام و آن خط کز آن آید آن را لجینی خوانند، یعنی خط سیمین و دیگری مستوی و آن خط کز آن قلم آید آن را عسجدی خوانند، یعنی خط زرین و سوم محرف تمام و مستوی و آن خط کز آن قلم آید آن را لؤلؤئی خوانند، یعنی مرواریدین. (نوروزنامه).
[ لُ ءْ لُ ] (اِخ) محمدبن احمدبن عمر. زاویه سنن ابی داود. (منتهی الارب).
[ لُ ءْ لُ ] (اِخ) حسن بن زیاد لؤلؤئی. فقیه، مکنی به ابوعلی. از اصحاب ابوحنیفه و شاگردان او. او راست: کتاب ادب القاضی، کتاب الخصال، کتاب معانی الایمان، کتاب الخراج، کتاب الوصایا، کتاب الفرایض و هم کتاب امالی فی الفروع و غیره. یحیی بن آدم گفت: فقیه تر از حسن بن زیاد ندیدم، شغل قضا بگرفت و سپس از آن استعفا گفت. وی به سال ۱۸۴ هـ . ق. درگذشت. (طبقات الفقهاء ص ۱۱۵). یکی از مشاهیر فقهای حنفی است در پاره ای از مسائل با امام ابویوسف اختلاف داشت. دوازده هزار حدیث از ابن جریح روایت کند و چندین اثر در فقه و حدیث از خود به یادگار گذارد و به سال ۱۸۴ هـ . ق. درگذشت. زرکلی گوید: حسن بن زیاد، مکنی به ابی علی. از مردم کوفه و قاضی و فقیه و از اصحاب ابوحنیفه بود و از وی سماع حدیث کرد و به مذهب او در رأی عالم بود به سال ۱۹۴ هـ . ق. قضاوت کوفه یافت و پس از چندی استعفا کرد. از کتب اوست: ادب القاضی، معانی الایمان، النفقات الخراج، الفرائض، الوصایا الامانی، و نسبت او بفروش لؤلؤ است (وفات ۲۰۴ هـ . ق. / ۸۱۹ م.). (الاعلام زرکلی ج ۱ ص ۲۲۶). در تاریخ وفات او اختلاف است حاج خلیفه ذیل «ادب القاضی» ۱۸۲ و بعضی ۱۸۴ و برخی ۲۰۴ نوشته اند و ظاهراً تاریخ وفات همان ۲۰۴ است که سمعانی نیز تصریح کرده و تاریخ ۱۸۲ و ۱۸۴ که بعضی سال وفات او دانسته اند تصحیفی باید باشد از ۱۹۴ سال قضاوت وی در کوفه. و رجوع به فوائد الهیة ص ۶۰ و انساب سمعانی شود.
[ لُ ءْ لُ ] (اِخ) محمدصالح. رجوع به محمدصالح شود. (نمونهٔ خطوط خوش کتابخانهٔ شاهنشاهی ایران).

کلمات هم‌قافیه با «لؤلؤئی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ئی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید