معنی لؤس
12 بازدید
[ لَ ئو ] (ع ص) شیرینی و جز آن جوینده جهت خوردن. لوّاس. || (اِ) یقال: ماذُقت لؤساً؛ یعنی نچشیدم چشیدنی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «لؤس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ؤس» برای سرودن شعر