معنی قیگرفته
5 بازدید
[ قَ / قِ گِ رِ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) بقی آمده. بحالت قی افتاده. || پوشیده از قی. مستور از ورقه ای از چرک و ریم. (فرهنگ فارسی معین): با چشمهای قی گرفته اش به من نگاه کرد و لبخندی زد. (فرهنگ فارسی معین از چشمهایش علوی ص ۱۷۶).
کلمات همقافیه با «قیگرفته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر