معنی قیمق
5 بازدید
[ قَ مَ ] (ترکی، اِ) روغن که بر روی شیر جوشیده بندد. رجوع به قیماق و قیماغ شود.
کلمات همقافیه با «قیمق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مق» برای سرودن شعر