معنی قیساریة
6 بازدید
[ قَ ری یَ ] (اِخ) شهری است بر ساحل دریای شام از اعمال فلسطین و تا طبریه سه روز فاصله دارد. در قدیم از شهرهای بزرگ و پرجمعیت بوده، ولی اینک به روستا شبیه تر است تا بشهر. (از معجم البلدان) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ قَ ری یَ ] (اِخ) شهری است بزرگ در بلاد روم که پایتخت سلجوقیان روم فرزندان قلیچ ارسلان بوده و در آنجا محلی است که گویند زندان محمدبن حنفیةبن علی بن ابیطالب بوده است. مسجدجامع ابومحمد بطال نیز در آنجاست، حمام معروفی دارد که گویند بلیناس حکیم آن را برای قیصر ساخته و با یک شمع گرم میشده است. طول آن ۶۷ درجه و ۲۰ دقیقه و عرض آن ۴۱ درجه و ۵۰ دقیقه و در انتهای اقلیم پنجم قرار دارد. صاحب زیج گوید طول آن ۵/۵۷ درجه و عرض آن ۳۳۱۴ درجه است. (از معجم البلدان). رجوع به قیصریه شود.[ قَ ری یَ ] (اِخ) (یوم...) روزی است تاریخی در اسلام. رجوع به مجمع الامثال میدانی شود.
کلمات همقافیه با «قیساریة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر