معنی قیری
5 بازدید
(ص نسبی) منسوب به قیر. || سیاه رنگ مانند قیر.(اِخ) چشمهٔ قیری از ناحیهٔ حومهٔ بهبهان بلوک کوه کیلویه از نزدیکی قریهٔ کیکاوس برخاسته. چندین سنگ آب دارد. سالی چندین خروار قیر از پایین این چشمه درآورند. (فارسنامه).
کلمات همقافیه با «قیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر