معنی قیرس
6 بازدید
[ قَ رِ ] (معرب، اِ) موم که به عربی شمع گویند. (برهان). قیرُس. از یونانی s r K بمعنی شمع. موم. شمع. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به قیر و قار شود.
کلمات همقافیه با «قیرس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر