معنی قیراندود
6 بازدید
[ اَ ] (ن مف مرکب) قیراندوده. (فرهنگ فارسی معین): نه هوایی کدر و گردآلود بر وی از ابر یکی خیمهٔ شوم بسته اندر قفسی قیراندود منظر دیده ز دیدار نجوم. (فرهنگ فارسی معین از بهار).
کلمات همقافیه با «قیراندود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر