معنی قیدی

معنی قیدی

5 بازدید
[ قَ ] (اِخ) شاعر فاضلی بوده، در زمان شاه طهماسب صفوی میزیسته، بشوق جایزه بقزوین آمده و قبل از گرفتن انعام، آن شاه والاتبار بعالم باقی خرامیده مولانا ناچار بمکه مشرف شده و از آنجا به وطن عودت نموده است. این چند بیت از اوست: ز بیم دشمنیم ای رقیب فارغ باش که مهر او به دلم جای کین کس نگذاشت. ای قدم ننهاده هرگز از دل تنگم برون حیرتی دارم که چون در هر دلی جا کرده ای. جز عهد دل آزاری عشاق که بستی یک عهد نبستی که همان دم نشکستی. (از آتشکدهٔ آذر چ شهیدی ص ۲۹۸). و در مجمع الخواص آمده: قیدی شیرازی خودپسند و آلفتهٔ غریبی است و علاوه بر اشعار مذکور این اشعار از او آرد: متاع شکوه بسیار است عاشق را همان بهتر که جز در روز بازار قیامت بار نگشاید. کدام مرهم لطف از تو بر دل است مرا که جانگدازتر از داغهای حسرت نیست. سبب خندهٔ آن لب شده تا گریهٔ من قطرهٔ اشک بصد خون جگر می طلبم. رجوع به مجمع الخواص ص ۲۸۲ شود.

کلمات هم‌قافیه با «قیدی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید