معنی قیانکندی
7 بازدید
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان آواجیق بخش حومهٔ شهرستان ماکو، سکنهٔ آن ۱۵۰ تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت، گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است. راه ارابه رو دارد و میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قیانکندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر