معنی قیاض
6 بازدید
(ع اِ) برابر و مساوی. گویند هذا قیاض له. (منتهی الارب). رجوع به قَیض شود.[ قَ یْ یا ] (اِخ) موضعی است بنواحی بغداد. نصر گوید: موضعی است بین کوفه و شام که از آن به عین اباغ روند. گروهی از طایفهٔ شیبان و کنده در آن سکونت دارند. عبیداللََّه بن حر در آن باره اشعاری دارد. گاه قیاس در بعض اشعار آمده است. (از معجم البلدان).(اِخ) قلعه ای است در یمن بین تعز و ریمه. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قیاض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر