معنی قیاس گرفتن
4 بازدید
[ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) قیاس کردن. مقایسه کردن. سنجیدن. اندازه گرفتن : قیاس از درختان بستان چه گیری ببین شاخ و بیخ درختان دانا.خاقانی. ز تاریخها چون گرفتم قیاس هم از نامهٔ مرد ایزدشناس.نظامی. کار پاکان را قیاس از خود مگیر گرچه باشد در نوشتن شیر شیر.مولوی.
کلمات همقافیه با «قیاس گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر