معنی قیاء
4 بازدید
[ قُ ] (ع اِمص) قی. (منتهی الارب). اسم است قی را. (از اقرب الموارد). || (اِ) داروی قی آور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قیاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر