معنی قپان
7 بازدید
[ قَ پْ پا ] (ترکی، اِ) کپان و آن ترازویی است که یک پله دارد و بجای پلهٔ دیگر سنگ از شاهین آن آویزند و بلغت رومی قسطاس میگویند. (برهان).[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گوکلان بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس. ۶۰۰۰ گزی خاوری گنبد قابوس سر راه فرعی گنبد قابوس به مراد تپه. محلی است کوهپایه معتدل و سکنهٔ آن ۴۶۰ تن ترکمنی است. آب آن از رودخانهٔ گرگان و محصول آنجا غلات، حبوبات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان، بافتن پارچه های ابریشمی است. نهر پالی از دو محل بالا و پائین تشکیل شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «قپان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر