معنی قوچمی
6 بازدید
[ چَ ] (اِخ) تیره ای از کلهر. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۶۱).[ چِ ] (اِخ) دهی است از دهستان منصوری بخش مرکزی شهرستان شاه آباد، سکنهٔ آن ۳۰۱ تن. آب آن از رودخانهٔ شیان. محصول آن غلات، چغندر قند، صیفی، حبوب و لبنیات. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. در تابستان از چقاجنگه اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قوچمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر