معنی قونیون
6 بازدید
[ ] (معرب، اِ) از یونانی کونیون شوکران. قونین. رجوع به قونین شود. || مسحوقونیا و زبدالبحر و خیربوا. (فهرست مخزن الادویه).
کلمات همقافیه با «قونیون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر