معنی قونقوری
5 بازدید
(اِخ) قصبه ای است ۲۶هزار گز در ۱۸هزار گز از قریهٔ شاه آباد تا شاه ابوالقاسم. هوایش معتدل است. محصول عمدهٔ آن غلات، برنج، پنبه و نخود. جمعیت آن بالغ بر ده هزار تن میشود. این بلوک فقط مقر تابستانی اعراب است و مرکز آن قازیان است. (از جغرافیای غرب ایران ص ۱۱۴).
کلمات همقافیه با «قونقوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر