معنی قومیه
6 بازدید
[ قَ می یَ ] (ع اِ) قومیة الانسان؛ بالای مردم. (منتهی الارب). قامت انسان. (از اقرب الموارد). || قومیة الامر؛ آنچه بدان قائم شود. (منتهی الارب). قوام امر. (اقرب الموارد). || (ص نسبی) نسبت است به قوم.
کلمات همقافیه با «قومیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر