معنی قوملو
6 بازدید
[ قَمْ ] (اِخ) دهی است از دهستان آلان براغوش بخش آلان شهرستان سراب. آب آن از دو رشته چشمه. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت، گله داری، کارگری و صنایع دستی زنان آنجا فرش بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قُمْ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه، سکنهٔ آن ۴۶ تن. آب آن از چشمه سار. و محصول آن غلات، نخود و بزرک. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قوملو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر