معنی قومشهای
5 بازدید
[ شَ ] (اِخ) محمدرضا. از اهالی قومشهٔ اصفهان از اکابر حکماء و مدرسین قرن چهاردهم هجری است. وی نخست در اصفهان بتدریس کتب عرفانی اشتغال داشت و سرانجام بتهران آمد و در مدرسهٔ صدر مشغول تدریس حکمت و عرفان گردید. تألیفاتی دارد. او راست: ۱ -حاشیهٔ اسفار ملاصدرا. ۲ -حاشیهٔ تمهید القواعد. ۳ - حاشیهٔ شرح قیصری بر فصوص الحکم. ۴ - الخلافة الکبری. ۵ -رساله ای در وحدت وجود. ۶ -موضوع العلم. وی گاهی شعر نیز میگفت و به صهبا تخلص میکرد. او راست: ساغر ز خون ماست به اندازه نوش کن این جام باده نیست که لبریز میکنی. وی بسال ۱۳۰۶ هـ . ق. در تهران درگذشت و در ابن بابویه نزدیک قبر حاج آخوند محلاتی دفن شد. (الذریعة) (ریحانة الادب ج ۳ ص ۳۲۵).
کلمات همقافیه با «قومشهای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر