معنی قولقچی
5 بازدید
[ لُ ] (ترکی، ص مرکب، اِ مرکب) نوکر و خدمتکار. (آنندراج) (غیاث): قولقچی اگر سرشتهٔ آب بقاست چون ماه نوش کجی عیان از سیماست در دهر ندیدیم بغیر از قاشق خدمتکاری که دست او باشد راست. شفیع اثر (از آنندراج و غیاث). قوللوقچی. خدمتکار. (از: قوللوق، بندگی و خدمت +چی). (از سنگلاخ). رجوع به قُلُّقْچی شود.
کلمات همقافیه با «قولقچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر