معنی قولدره
4 بازدید
[ دَ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش تکاب شهرستان مراغه، سکنهٔ آن ۶۹۶ تن. آب آن از چشمه سارها. محصول آن غلات، بادام، حبوب و کرچک. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. در دو محلی بفاصله ۵۰۰ گز به نام قولدرهٔ بالا و پایین مشهور است. سکنهٔ قولدرهٔ پائین ۱۸۲ تن می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ دَ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، سکنهٔ آن ۱۵۰ تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، حبوب و لبنیات. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا قالیچه، جاجیم و گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قولدره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر