معنی قوقنس
7 بازدید
[ نُ ] (معرب، اِ) ققنس و آن مرغی باشد بغایت عجیب و غریب. گویند هزار سال بزید. (برهان). رجوع به ققنس شود.
کلمات همقافیه با «قوقنس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نس» برای سرودن شعر