معنی قوط
6 بازدید
[ قَ ] (ع اِ) رمهٔ گوسفندان یا صد گوسفند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج). ج، اقواط. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).(اِخ) دهی است به بلخ. (منتهی الارب) (از معجم البلدان).[ قُ ] (اِخ) قومی از مردم اندلس. هرشیوش گوید: این قوم از فرزندان ماغوغ بن یافث بن نوح هستند و گویند از نسل قوطبن حام بن نوح میباشند. (صبح الاعشی ج ۱ ص ۳۶۹).
کلمات همقافیه با «قوط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وط» برای سرودن شعر