معنی قوصرة
6 بازدید
[ قَ صَ رَ / صَ رْ رَ ] (ع اِ) قوصره. زنبیل خرما. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). ظرفی است از نی برای حمل خرما. ابوبکر گوید: گمان نمیکنم که این کلمه عربی محض باشد اگرچه عرب بدان تکلم کرده و در شعر فصیح نیز آمده است. (المعرب جوالیقی ص ۲۷۷). ج، قواصر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب): مژدگانی که ره بصره به امن آمده است میرسد قوصره و میخ طمع محکم دار. ابواسحاق اطعمه (از فرهنگ نظام). || کنایه از زن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قوصرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر