معنی قوشهبلاغ
6 بازدید
[ قُ شَ بُ ] (اِخ) دهی جزو دهستان کاغذکنان شهرستان هروآباد، سکنهٔ آن ۵۴۶ تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، حبوب و سنجد. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم و گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قُ شَ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان احمدآباد بخش تکاب شهرستان مراغه، سکنهٔ آن ۴۳۸ تن. آب آن از چشمه سارها. محصول آن غلات، بادام، حبوب و کرچک. شغل اهالی زراعت، گله داری و صنایع دستی زنان گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قُ شَ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان به به جیک شهرستان ماکو، سکنهٔ آن ۳۰۴ تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت، گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است. راه ارابه رو و اتومبیل رو دارد. این ده در دو محل بفاصلهٔ ۵هزار گز بنام قوشه بلاغ بالا و پائین مشهور است. سکنهٔ قوشه بلاغ پائین ۵۶ تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قُ شَ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر. سکنهٔ آن ۷۴ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا گلیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ قُ شَ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان قوریچای بخش قره آغاج شهرستان مراغه، سکنهٔ آن ۱۸۹ تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، نخود و بزرک. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قوشهبلاغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر