معنی قوشخانه
7 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) جایی که در آن قوشهای شکاری نگهداری می کنند. (ناظم الاطباء).[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان احمدآباد بخش تکاب شهرستان مراغه، سکنهٔ آن ۴۴۳ تن. آب آن از چشمه سارها. محصول آن غلات، بادام، حبوب، کرچک و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا گلیم بافی است. راه مالرو دارد. این ده در دو محل بفاصله ۵۰۰ گز بنام قوشخانهٔ بالا و پائین مشهور است. سکنهٔ قوشخانهٔ بالا ۲۴۵ تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ نِ ] (اِخ) نام یکی از دهستان های بخش باجگیر شهرستان قوچان که دارای ۶۸۰ نفر جمعیت است. موقع دهستان کوهستانی و دارای هوایی سردسیر است. ساکنین از طوایف زعفرانلو و بیچرانلو هستند. محصول عمدهٔ دهستان غلات، انگور و محصول دیمی است. این دهستان از ۲۹ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و در حدود ۷۴۵۲ تن جمعیت دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خرق بخش حومهٔ شهرستان قوچان، سکنهٔ آن ۳۷۹ تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، بنشن و شغل اهالی آنجا زراعت، مالداری و صنایع دستی زنان آنجا قالیچه و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «قوشخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر