معنی قوش
9 بازدید
(معرب، ص) معرب کوچک. (المعرب جوالیقی ص ۲۵۶، ۲۵۷) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء): رجل قوش؛ ای صغیرالجثة. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).(ترکی، اِ) مرغی است شکاری. (ناظم الاطباء). هر پرندهٔ شکاری. (فرهنگ نظام). و در لغات ترکی نوشته قوش بضم قاف و واو معدوله غیرملفوظ و سکون شین بمعنی شکاری مثل باز و جره و شکره و شاهین عموماً و به معنی باز خصوصاً. (آنندراج) (غیاث اللغات).
کلمات همقافیه با «قوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر