معنی قوسجین
6 بازدید
[ سَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کاغذکنان شهرستان هروآباد، سکنهٔ آن ۲۰۰ تن. آب آن از سه رشته چشمه. محصول آن غلات، حبوب و سردرختی. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قوسجین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر