معنی قوزک
5 بازدید
[ زَ ] (اِ مصغر) مصغر قوز. || استخوان برآمدهٔ ساق پا. غوزک. رجوع به غوزک شود.
کلمات همقافیه با «قوزک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زک» برای سرودن شعر