معنی قوزلوجه

معنی قوزلوجه

5 بازدید
[ قُزْ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دیزجرود بخش عجب شیر شهرستان مراغه، سکنهٔ آن ۵۰۴۰ تن. آب آن از چشمه سارها. محصول آن غلات، بادام و شغل اهالی آن زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قُزْ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه، سکنهٔ آن ۲۳۶ تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، نخود و کرچک. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قُزْ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ایل تیمور بخش حومهٔ شهرستان مهاباد، سکنهٔ آن ۱۷۱ تن. آب آن از رودخانهٔ مهاباد. محصول آن غلات، توتون، چغندر و حبوب. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ قُزْ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اوجان بخش بستان آباد شهرستان تبریز، سکنهٔ آن ۱۳۸ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، یونجه و شغل اهالی آن زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «قوزلوجه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید