معنی قورچی
8 بازدید
(ترکی، ص مرکب، اِ مرکب) از قور مخفف قوران بمعنی سلاح و چی. سلاح دار. (سنگلاخ). (آنندراج) (ناظم الاطباء). رئیس جبه خانه. جبه پوش. (ناظم الاطباء). و در لغات ترکی قورچی بمعنی اهتمام کنندهٔ دربار پادشاه نوشته شده. (آنندراج). تلفظ صحیح آن ابتدا بایستی کرچی باشد که بمعنی تیرانداز (با کمان) است از ریشهٔ کر«ترکش دار». (سازمان اداری حکومت صفوی بنقل از مقدمه الادب پوپ چ لنینگراد ۱۹۳۸ م. ص ۴۴۵ و دلاواله ص ۷۶۶ تحت نام icroC). قورچیان یعنی بازماندگان سواران عشیره ای و ایلیاتی سابق. آنان مانند مخازن اسلحه متحرک به کمان و تیر و شمشیر و خنجر و تبر و سپر مسلح بودند . کلاه اصلی این جنگجویان ترکمان که بهمان مناسبت نام قزلباش گرفته بودند کلاهی سرخ بود، دارای زرهی زنجیردار که بر گونه ها می افتاد. سبیل های بلند نیز از مشخصات قورچیان بود. (سازمان اداری حکومت صفوی): در همان روز قورچیان در عمارت پادشاهی وی را [ ابونصر طبیب ] با سوء احوال بقتل آوردند. (نامهٔ دانشوران).(اِخ) شاه محمد. شعر فارسی و ترکی را خوب میگوید. این مطلع او راست: بقصد خون من برخاست با هر کس که بنشستم بجان من بلایی راست شد با هرکه پیوستم. (مجالس النفائس ص ۱۶۷).
کلمات همقافیه با «قورچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر