معنی قورهتو
6 بازدید
[ رَ تُ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی قصرشیرین. محصول آن غلات، دیم و صیفی کاری. شغل سکنهٔ آن زراعت و گله داری است. این دهستان از ۸ آبادی کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۹۵۰ تن و قرای مهم آن هدایت، شهسواری و برارعزیز است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قورهتو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر