معنی قورلتان
6 بازدید
[ لَ ] (مغولی، اِ) به زبان اهالی خوارزم شورا و کنکاش و مشورت با هم. (ناظم الاطباء). رجوع به قوریلتای شود.
کلمات همقافیه با «قورلتان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر