معنی قورخورد
5 بازدید
[ قُ ] (اِخ) دهی است از دهستان رازلیق بخش مرکزی شهرستان سراب، سکنهٔ آن ۲۳۲ تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و حبوب. محصول دامی و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «قورخورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر