معنی قورة
4 بازدید
[ قَ رَ ] (اِخ) دهی است با شبیلیة. (منتهی الارب). دهی است از اشبیلیهٔ اندلس. ابوعبداللََّه محمدبن سعیدبن احمدبن رزقون قوری محدث بدان منسوب است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قورة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر