معنی قوران
7 بازدید
(ترکی، اِ) سلاح. قور. (سنگلاخ). رجوع به قور شود.غ[ قَ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب). وادیی است و میان آن و سوراقیه چند فرسنگ فاصله است. این وادی دارای چاههای آب گوارا و باغهای نخل و درختان دیگر است و در آن دهی است بنام ملحاء. (از معجم البلدان).غ
کلمات همقافیه با «قوران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر