معنی قودنه
5 بازدید
[ دَ نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان گوگلان بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس، سکنهٔ آن ۲۸۰ تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، حبوب و ابریشم. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان آنجا بافتن پارچه های ابریشمی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «قودنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر